رجب ای یادگار خاک غربت رجب ای مظهر حلم و شجاعت
رجب ای مونس و غمخوار یاران ز تو شد قائم آن دین و دیانت
رجب ای جان نثار راه اسلام دهی بر جمله عشّاقت کرامت
بنازم غیرتت ای مرد نامی دل از دنیا بریدی سهل و راحت
چو نصب العین خود قرآن نمودی شهادت برگزیدی بعد هجرت
فدا جانت نمودی هم دگر مال جو دانستی بود این دو امانت
محّبانت به تقوا می شناسند نکردی در اِدایش چونکه غفلت
به هر جا ورد و ذکرت بود یارب بر آن خوفی که بودت از قیامت
نبودت کس اگر در دار فانی عطا ایزد تو را کرد فر و شوکت
غمت یک ذره نبود زین غریبی فزون باشد تو را کَس زین جماعت
شوند اندر مزارت جملگی جمع گشایند عقده ی دل زین قرابت
تو را جنگ و شهادت کرد عاشق انا الحق گفتی لبیک زعامت
چو مولایت دریدی ظلمت شب که سازی در خفا بذل و سخاوت
قسم دادی کنند این راز پنهان که تا پوشیده ماند این مروّت
همی کفتند و ما هم جمله گوییم کجا در پرده ماند این حقیقت
گشودی معبر دشمن تو بی باک گرفتی بر رقیبان جمله سبقت
تنت را پُل نمودی بهر یاران بسی از خود نشان دادی رشادت
دعای شکرت آخر پر ثمر شد تو را شد نائل آن فیض شهادت
که سر دادست سرود غربتت را ؟ بجستان را تو دادی نام و شهرت
مزار تو مطاف مومنین است زدل ها چون بری درد ومرارت
عطا بر فخر کن توفیق وصفت قدم زین ره گذارد با جسارت
زعامت:رهبری ،پیشوا
« همچو ابرهای بهاری اشکباریم بر مزارت »...ما را در سایت « همچو ابرهای بهاری اشکباریم بر مزارت » دنبال میکنید
برچسب: شعری در وصف دوست,شعری در وصف پدر,شعری در وصف مادر,شعری در وصف معلم,شعری در وصف امام رضا,شعری در وصف خدا,شعری در وصف امام حسین,شعری در وصف بهار,شعری در وصف استاد,شعری در وصف عشق, نویسنده: بازدید: 28